![]() |
![]() |
|
|
وای یعنی می شه یروز من و تو عکس خونوادگی بگیریم خدا بدادشون برسه نگی این قد بچه می خوای ها وای فدا لیمودم بشم،ببریمشون عکاسی عکس خوشگل بگیریم ازشون
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 17:41 توسط M2 |
|
،دارم معین گوش می دم(به یاد گذشته ها،اووووووووم) (اومدی که با تو عشق بشناسم، دنیای شو ونشاط و بشناسم اومدی که زیر سایه ی تو من چشمه ی آب حیات بشناسم تو خوبی،تو ماهی،فدات بشم الهی،الهی،الهی،واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی تو ایشالا همون فرشته ای که روز و شب لحظه ها رو واسش می شمردم ایشالا یه روز از ته دل تو چشمات نگاه کنم و اینو واسه هم بخونیم هرچی خدا بخواد..شکر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 16:32 توسط M2 |
|
|
الان که دارم می نویسم،نم نم بارون می آد،هوا خیلی خوشگله یه زمانی دیوونه ی بارون بودم هر لحظه حاضر بودم بارون بزنه همیشه دلتنگ بارون بودم هی... گذشت... الان دلم تنگ می شه واسه اون لحظه ها که دلتنگ بارون بودم واسه اون آدمی که دلتنگ بارون بود همیشه نم نم و قطره هاش رفیق بارون چشمام بودن بسکه روزگار حسود بود ، چشمای من هم شدن رفیق نارفیق خدا جونم دلم ،دل گذشته هامو می خواد بهم برش می گردونی؟!!!! خودتم اون دل و بیشتر دوست داشتی، می دونم!! ببا رون بر سرم باران وباران بباران ای تو عمق خواهش امیدواران |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 16:20 توسط M2 |
|
خدا تولد عزیزمه من پیشش نیستم... می خواستم کنارش باشم... می خواستم خنده هاش و بببینم.... می خواستم اووووووووووووووم یه عالمه نگاش کنم... خدیا به تو می سپارمش خدایا هیچ وقت تنها ش نزاز خدایا کمکش باش همیشه خدایا دوسش داشته با ش خدایا اونم دوست داره میدونم خدا منم دوسش دارم ...می دونیییییییییییی؟!!! آره که میدونی فقط تو می دونی اگه تو هم ندونی که که می مییییییییییییییرم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 16:37 توسط M2 |
|
چشم در چشم تو دارم و دل در دل تو دل من چشم تو چشم تو رویای دلم اشک تو سرمه ی چشمم گریه ام بهو نه ات بوی تو مستی من مستی ام قیمت تو رنگ من آبی تو آبیت حیرت من عشق من روی تو و روی تو فرصت من کاش می شد همه هستیمو واست شعر کنم از ته دلم عشق چشمامو بتو تقدیم کنم (
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 16:27 توسط M2 |
|
|
عزیزم جشن میلادت مبارک منو اونسوی جشن دل نزاری هیچی جز دل ندارم ..اونم ارزونی چشمات
به اندازه همه دنیا تولدت مبارک اگرچه همه دنیا پیش عشق من هیییییییچه(راستی می گم) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 16:5 توسط M2 |
|
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:32 توسط M2 |
|
مراقب چشماي من باش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 21:55 توسط M2 |
|
من و سکوت و صبوری؟ من و تحمل دوری؟ مگر چه بود محبت، که سنگ سنگش را -به سر زدم به شوق؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 16:13 توسط M2 |
|
|
سحر دمید، درون سینه دل من به شور و شوق تپید چه خوش دمی ست زمانی که یار می آید...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 14:56 توسط M2 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زلف پر خم آ فرید ،اونکه آدم افرید، دل و دلبر و برا هم آفرید...
حکایت من و تو ؟ هیچ کس نمی خواند چه بر من و تو گذشته ست؟ -کس نمی داند |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| پیوندها |
|
من و معماری و تو..... گیلاس آبی جدیدتربن آهنگها دفترچه ممنوع حمید رضا پگاه |
|
RSS
|